<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" >
<channel>
<title>امام حسن(ع) بخشنده خاندان و تنهاترين سردار</title>
<link>http://imamhasan.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " امام حسن(ع) بخشنده خاندان و تنهاترين سردار "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Fri, 18 May 2012 14:53:33 GMT</lastBuildDate>
<author>نوکر ارباب</author>
<item>
<title>امام حسن (ع)</title>
<link>http://imamhasan.ParsiBlog.com/Posts/2/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%ad%d8%b3%d9%86+(%d8%b9)/</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&amp;nbsp;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&amp;nbsp;اين&amp;nbsp;وبلاگ پيرامون دومين امام شيعه و&amp;nbsp;‌سبط اكبر امام حسن مجتبي (عليه‌السلام) مي‌باشد. امام حسن (عليه‌السلام) در نيمه ماه رمضان سال سوم هجري ديده به جهان گشود .&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;h1&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نام گذاري&lt;/SPAN&gt;&lt;/H1&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ابن بابويه از امام سجاد (عليه‌السلام) روايت مي&amp;shy;كند كه چون امام حسن (عليه‌السلام) تولد يافت مادر گراميش رو به همسر خويش اميرالمومنين (عليه‌السلام) نمود و گفت نوزادمان را نامي بنه. علي (عليه‌السلام) پاسخ دادند: من از رسول خدا (صلي ا..عليه) در نام گذاري پيشي نمي‌گيرم،‌ كودك را نزد حضرت رسول (صلي ا.. عليه) آوردند او نيز فرمود: من هم از پروردگار خود پيشي نخواهم گرفت،‌ جبريل فرود آمد، ‌نخست تبريك و تهنيت گفت و سپس اضافه كرد: چون علي (عليه‌السلام) نسبت به شخص شما همانند هارون براي موسي است،‌ كودك را به نام پسرهارون نام گذار و از آنجائي كه ترجمه شبّر به عربي حسن مي‌باشد حضرت نام كودك را حسن نهادند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سيماي مبارك&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;رنگ چهره مبارك حضرت سرخ و سفيد، چشمانش گشاده،‌ محاسن انبوه،‌ قامتي بلند و چهار شانه، سياه چشم،‌ زيبا چهره،‌ بدني لطيف،‌ و موهايي مُجعد داشتند و بسيار شبيه به رسول خدا (صلي ا..عليه) بودند تا جائيكه مجموع اين زيبايي ها حضرتش را مجسمة‌ حُسن و مظهر كامل جمال الهي نموده بود و گاهِ جلوسِ حضرت،‌ مردم از جذبة‌ اين حسن ميخ كوب مي‌گشتند و گويا جز تماشاي سيماي دلرباي حسن (عليه‌السلام) كار ديگري ندارند و راه بجايي نمي‌برند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;محبوب دل رسول خدا (صلي ا..عليه) &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;رسول خدا (صلي ا..عليه) اين پدر بزرگ مهربان چنان حسن (عليه‌السلام) را دوست مي‌داشت كه او را بر شانه مي‌نهاد و مي‌گفت: من حسن (عليه‌السلام) را دوست مي‌دارم تو نيز او را دوست بدار. و به مردم فرمود: هر كه مرا دوست دارد بايد اين (كودك كه بر دوش من است) را دوست بدارد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اين محبت به حدّي بود كه در روايتي آمده است حضرت رسول (صلي ا..عليه) آب دهان حسنين (عليهما السلام) را چنان مي‌مكيد كه&amp;nbsp;كسي خرما را مي‌مكد و در روايتي ديگر آمده است وقتي رسول خدا (صلي ا..عليه) در حال سجده بودند حسن (عليه‌السلام) مي‌آمد به پشت حضرت سوار مي‌شد و حضرت با رفق و مهرباني از دوش خود مي‌گرفت، بعضي مردم به حضرت عرض كردند:‌ اي رسول خدا شما نسبت به اين كودك به گونه‌اي مهرباني مي‌نمائيد كه با هيچ كس چنين نمي‌كنيد حضرت فرمود: «اين كودك ريحانة‌ من است و اين فرزند آقا و بزرگوار است و اُميد آن است كه خداوند به بركت او ميان مسلمين صلح برقرار كند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دلدادگي حضرت به دو نوة‌ خود حسن و حسين (عليهما السلام) از اين اندازه‌ها نيز فزون&amp;shy;&amp;shy;‌تر بود تا جائيكه روزي حضرت برفراز منبر بودند ناگاه صداي گريه حسنين (عليهما السلام) را شنيدند، بي تابانه از منبر فرود آمده و رفتند آن دو را ساكت نموده و برگشتند و به مردم فرمودند:‌ از صداي گريه آنان چنان بي تاب شدم كه گويا عقل از من برطرف شد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عظمت حسنين (عليهما السلام) نزد رسول خدا تا حدّي بود كه آنان را با اينكه خردسال بودند به عنوان شاهد در عهدنامه‌ها گواه مي&amp;shy;گرفت و در روز مباهله نيز آنان را همراه خويش برد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;علم و آگاهي&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بطور كلي تمام امامان معصوم داراي علم و آگاهي بطور مطلق هستند زيرا كه قلوب آنها ظرف علم خداوند است ولي در اين خصوص امام حسن (عليه‌السلام) ويژگي خاصي دارد زيرا قسمتي از آگاهي ها به صورت وحي و قسمتي به عنوان علم است و در خصوص علم، حضرت معدن آن مي‌باشد، در روايتي آمده است الحسن معدن العلم الله و الحسين خازن وحي الله «حسن (عليه‌السلام) معدن علم خدا و حسين (عليه‌السلام) خزانة‌ وحي الهي مي‌باشد.»&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;داستان &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پيامبر الهي با تني چند از ياران خود در سايه نشسته بودند ناگهان عربي بيابان نشين از راه رسيد وبه آنان گفت:‌ بگوئيد محمد كدام يك از شماست. پيامبر گفت من هستم،‌ عرب با بداخلاقي گفت: دروغ مي‌گوئي گه پيامبر هستي اگر راست مي‌گوئي دليلي بياور تا ثابت شود پيامبر خدا هستي،‌ پيامبر به امام حسن (عليه‌السلام) فرمود:‌ برخيز برايش سخنراني كن و با او بحث نما. عرب با خنده مسخره آميز گفت: اين پسرك با من بحث كند،‌ اين نمي‌تواند با من حرف بزند چه رسد كه مرا محكوم نمايد. پيامبر گفت: وقتي از او بپرسي،‌ خواهي فهميد چقدر آگاهي دارد. امام حسن (عليه‌السلام) به او گفت:‌ آرام باش،‌ حوصله كن و گوش فرا بده. بعد ابتداء شعري خواند و او را نصيحت نمود باز عرب با حالتي مسخره آميز گفت:‌ اين كودك مي‌خواهد مرا نصيحت كند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;امام حسن (عليه‌السلام) لحظه اي سكوت كرد و بعد آنچه را مرد عرب در نهان خانه دل داشت آشكار ساخت،‌ فرمود: شما بت پرستان قبيله خود را جمع كرديد،‌ نشستيد، به پيامبر جسارت كرديد و پيش خود گفتيد پيامبر پسري ندارد،‌ عرب ها هم با او دشمن هستند و اگر كشته شود كسي نيست كه از او خونخواهي نمايد و تو پيش خود گمان كردي اگر پيامبر را بكشي قبيله ات به پاس اين كار خرج زندگي تو و زن و بچه هايت را خواهند داد، با اين فكر شمشير برداشتي و راهي شدي، در راه كه مي‌آمدي در بيابان طوفان شديدي وزيد تو از ترس شب را در بيابان با وحشت گذراندي و صبح به راه خود ادامه دادي.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پيرمرد با تعجب به امام حسن (عليه‌السلام) نگريست و گفت:‌ گويا در طول سفر همراه من بوده اي مثل اينكه عِلمِ غيب داري و از پنهان مردم آگاهي!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پيرمرد به اشتباه خود پي برد و گفت:‌ اسلام را برايم شرح بده؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;امام حسن (عليه‌السلام) فرمود:‌ اسلام آن است كه بگويي خدا يكي است و مانندي ندارد و محمد&amp;nbsp;(صلي ا..عليه) بنده و فرستاده اوست،‌ پيرمرد صورت امام حسن (عليه‌السلام) را بوسيد، شهادتين گفت و مسلمان شد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;زهد و عبادت&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;امام حسن (عليه‌السلام) عابدترين و پارساترين فرد در زمان خود بود، وقتي از مرگ،‌ قبر،‌ رستاخيز و گذشتن از صراط ياد مي‌كرد به گريه مي‌افتاد و اگر حرفي از عرض اعمال به پيشگاه الهي مطرح مي‌شد صيحه مي‌كشيد و از هوش مي‌رفت،‌ هنگام نماز بند بند اندامش مي‌لرزيد، هنگام گرفتن وضو رخسارش زرد مي‌گشت زيرا با عرفان كامل مي‌دانست مي‌خواهد در محضر چه كسي به بندگي بايستد و چه كسي را مورد خطاب قرار دهد كه اياك&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;…&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; هنگام ورود به مسجد مي‌گفت:‌ الهي ضيفك ببابك يا محسن قد اتاك المسيء &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;…&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; به درگاهت به ميهماني آمده ام اي نيكوكار تبهكاري به نزدت آمده&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;…&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; و هركس او را ملاقات مي‌كرد مي‌ديد كه حضرت&amp;nbsp;مشغول ذكر است. 25 بار پياده به خانه خدا رفت و دو يا سه بار دارايي خود را تنصيف نمود نيمي براي خود و نيمي را در راه خدا به مستمندان داد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بردباري،‌ درگذشتن و بخشش&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;چون امام حسن (عليه‌السلام) به اين اوصاف شهره هستند به حدّي كه سنبل، الگو و اسوة حلم و عفو و بخشش&amp;nbsp;و كرم مي‌باشند و به ايشان &lt;B&gt;كريم اهل بيت&lt;/B&gt; گفته مي‌شود از اين رو در اين باره چند داستان نقل مي‌كنيم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;داستان مرد شامي &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;روزي حضرت سوار بر مركب خويش راهي منزل بودند،‌ در راه مردي شامي حضرت را ملاقات كرد همين كه حضرت را ديد شروع كرد به لعن و ناسزا، هر چه از دهانش درآمد گفت، گفت و گفت تا كه خسته شد وقتي ناسزا گفتنش تمام شد حضرت با چهره اي خندان به او گفت:‌ سلام عليكم،‌ به گمانم در اين شهر غريب باشي،‌ اگر جا نداري به تو جا و منزل مي‌دهيم، نياز به پول داري به تو مي‌دهيم، گرسنه باشي از تو پذيرايي خواهيم نمود و اگر نياز ديگري داري كمكت مي‌كنيم، وقتي آن مرد اين سخنان را شنيد آرام شد حضرت با خوشرويي با او به صحبت ادامه داد و او را به منزل خويش برد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&amp;nbsp;او را چند روزي ميهمان خود نمود، او از مهمان نوازي و بزرگواري حضرت به اشتباه خويش كه در اثر تبليغات سوء معاويه دچار آن شده بود پي برد و فهميد كه درباره حضرت و پدرش علي عليه&amp;shy;&amp;shy;االسلام اشتباه فكر مي‌كرده، نظرش كاملاً عوض شد، هنگامي كه مي‌خواست به شهر خود برگردد حضرت خرج سفرش را همراه با هديه هايي كه به عنوان سوغات بِبرد به او داد،‌ آن مرد دستان مبارك حضرت را به گرمي فشرد،&amp;nbsp;چشم هايش خيس اشك شد و چون از كاري كه كرده بود خجالت مي‌كشيد به چشمان امام نگاه نمي‌كرد، درحاليكه سرش به زير بود امام را در آغوش گرفت، با صداي بلند گريه كرد و در ميان گريه هايش به حضرت گفت: اي فرزند رسول خدا قبل از اين ديدار،‌ شما و پدرت را بدترين و منفورترين مردم دنيا مي‌پنداشتم ولي اكنون شما و پدرت نزد من عزيزترين و محبوب ترين مردم دنيا مي‌باشيد، آري امام با حلم و بردباري، عفو و گذشت،‌ بخشش و مهرباني توانست يك دشمن را تبديل به يك دوست نمايد و ناداني را اين چنين هدايت كند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;B&gt;فقيري زيرك&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;يكي از راه هاي درخواست از بزرگان زيركي در سخن است حتي در خواهش از خداوند نيز آدمي بايد فن آن را بكار بگيرد، در ادعيه آمده است وادعوا الله بفنون الدعوات&amp;nbsp;و در قرآن نيز چگونگي درخواست برادران يوسف قابل ملاحظه است زيرا خطاب كردند يا ايها العزيز&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;…&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; در اين داستان نيز مرد&amp;nbsp;فقير در سخنش زيركي به خرج داد بر امام حسن عليه&amp;shy;السلام وارد شد سلام كرد و در گوشه اي نشست،‌ امام از او پذيرايي كرد برايش انگور آورد مرد فقير خوشه اي انگور برداشت و به امام گفت: اي فرزند اميرمؤمنان تو را به آن خدائي كه اين نعمت را به تو داده قسمت مي‌دهم كه به فرياد من برسي و مرا از دست دشمن رهايي بخشي چرا كه دشمن من بسيار ستمكار است و به پير و جوان، خرد و كلان رحم نمي‌كند امام فرمود:‌ دشمنت را معرفي كن تا شرّش را از سر تو كم كنم مرد فقير گفت:‌ دشمن من فقر و نداري است . حضرت خدمت كارش را صدا زد و به او فرمود:‌ هر چه موجودي داريم بياور،‌ خدمتكار رفت و پنج هزار درهم پول آورد و جلوي مرد فقير گذاشت،‌ آن مرد تشكر كرد و قبل از اينكه خداحافظي كند امام او را قسم داد كه هر گاه اين دشمن به تو رو آورد حتماَ‌ براي دادخواهي نزد ما بيا، مرد فقير لبخند زنان به حضرت گفت: ديگر دشمني در كار نيست، با اين لطفي كه شما نموديد من ديگر فقير و بي چيز نيستم. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;Z-INDEX: -3; POSITION: relative;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;LEFT: 410px; WIDTH: 38px; POSITION: absolute; TOP: -388px; HEIGHT: 86px&quot;&gt;&lt;img class=shape height=86 alt=&quot;Text Box: فقيري زيرك&quot; src=&quot;file:///C:/WINDOWS/TEMP/msoclip1/04/clip_image002.gif&quot; width=38 v:dpi=&quot;96&quot; v:shapes=&quot;_x0000_s1026&quot; onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شخص ديگري نيز خدمت حضرت آمد و درخواست خود را با شعر بيان كرد:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;لم يبق لي شيء يباع بدرهم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; يكفيك منظرحالتي عن مخبري&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;الاّ&amp;nbsp;بقايـا&amp;nbsp;ماء‌&amp;nbsp;وجهٍ&amp;nbsp;&amp;nbsp; صنته&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;الاّ يـباع و قد وجدتك مشتري&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;«براي من چيزي كه به يك درهم بفروشم باقي نمانده وچهرة‌ من براي خبر دادن از حالم كافيست تنها چيزي كه باقي مانده ته ماندة‌ آبروئي است كه بناي فروش نداشتم ولي شما را مشتري آن يافتم»،&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حضرت كل موجودي خود را كه دوازده هزار درهم بود به او داد و گفت:‌ اين مساوي با آنچه قصد فروشش را داشتي نيست ولي موجودي فعلاَ‌ همين بود و در جواب شعرش فرمود:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عـاجـلتنا فـاتاك وابـل بـرّنـا&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;طلاَ ولـو امـهلتنا لـم تـمـطر&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فخذ القليل وكن كانك لم تبع&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;مـا صـنته و كـاننا لـم نشتر&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;«سرزده آمدي و وقتي رسيدي كه باران شديد احسان و نيكي ما از شدت افتاده و اگر مهلت داده بودي اينگونه نازل نمي‌شد،‌ اين مقدار را گر چه كم است دريافت كن و فرض كن آبروئي را كه تا بحال حفظ كرده اي نفروخته اي و فرض كن ما نيز چيزي نخريده ايم».&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مهرباني به حيوانات&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;امام كه رحمة للعالمين است مهربانيش اختصاص به آدميان ندارد،‌ روزي&amp;nbsp;حضرت در سايه نخلي سفره اش را پهن كرد بسم الله گفت، لقمه اي گرفت و خواست تناول نمايد، ناگاه چشمان مباركش به سگي افتاد كه در چند قدمي چشمانش به دست مبارك حضرت دوخته شده،‌ حضرت لقمه را كمي دورتر از سفره به طرف سگ برزمين نهاد، سگ دمي تكان داده جلو آمد و لقمه را قاپيد، حضرت خودشان لقمه‌اي خوردند و ديدند سگ باز در انتظار لقمه اي ديگر است لقمة سوم را به سگ داد و به همين ترتيب لقمه اي تناول مي‌نمود و لقمه اي به سگ مي‌داد،‌ ناگاه سر و كلة‌ مردي پيدا شد، سگ از ترس كمي عقب تر رفت،‌ آن مرد كه نامش نجيح بود به حضرت سلام كرد و گفت:‌ يا ابن رسول الله اجازه دهيد سگ را دور كنم تا مزاحم غذا خوردن شما نباشد امام جواب سلامش را داد و فرمود: با او كاري نداشته باش من از خدا شرم دارم كه صاحب جاني گر چه حيوان باشد به من نگاه كند و من در حال غذا خوردن باشم و به او چيزي ندهم،‌ باز حضرت براي سگ لقمه اي گذاشت، سگ جلو آمد و لقمه را برداشت و به همين شكل تا غذا تمام شد يعني امام نه تنها ترحم نمود بلكه خود را يك مخلوق الهي و آن سگ را نيز يك مخلوق الهي كه همانند خود نياز به غذا دارد&amp;nbsp;كاملاً خورانيد .&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در گذشتن از نوكر خانه&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;روزي يكي از غلامان حضرت خطايي بزرگ كه سزاوار كيفر بود مرتكب شد، حضرت خواست او را تأديب كند، آن نوكر گفت:‌ والكاظمين الغيظ&amp;nbsp;حضرت فرمود :‌ خشمم را فرو بردم ادامه داد والعافين عن الناس فرمود:‌ ترا عفو كردم و از سر تقصيرت در گذشتم، بقيه آيه را تلاوت نمود والله يحب المحسنين حضرت فرمود: ترا آزاد كردم و مقرر&amp;nbsp;مي‌كنم كه دو برابر حقوق دريافت نمايي.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سه جوانمرد&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فقيري وارد مسجد شد،‌ سر و وضع عثمان نشان مي‌داد كه فرد ثروتمندي است به طرف او رفت و تقاضا ي كمك نمود عثمان دست كرد&amp;nbsp;و پنج درهم در آورد و به او داد، مرد فقير نگاهي كرد، آهي كشيد و گفت اين مقدار دردم را دوا نمي‌كند لااقل لطف كن كسي را به من معرفي كن تا نيازم را برآورد،‌ آقا امام حسن(عليه‌السلام)‌ و آقا امام حسين(عليه‌السلام)‌ و جناب عبدالله بن جعفر در مسجد تشريف داشتند آنها را به فقير نشان داد و گفت نزد آنان برو، پيرمرد نزد آنان رفت سلام كرد و با خوشرويي جواب شنيد سپس احتياج خود را مطرح نمود امام حسن(عليه‌السلام) 50 درهم به وي داد، امام حسين(عليه‌السلام)‌ به احترام برادر يك&amp;nbsp;درهم كمتر يعني&amp;nbsp;49 درهم عطا نمود و عبدالله 48 درهم به او بخشيد،‌ پيرمرد اين سه بزرگوار را دعا نمود، هنگام خروج از مسجد عثمان از او پرسيد چيزي دادند؟‌ مرد فقير لبخندي زد و گفت كمك زيادي به من كردند عثمان سري تكان داد و گفت آري هيچ كس مانند اين جوان مردان اهل خير و بركت و معرفت نمي‌باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مروان حكم در زمان حيات امام هميشه حضرت را اذيت و آزار مي‌رساند هنگام رحلت حضرت، به تشييع آمد و&amp;nbsp;مي‌گريست،‌ امام حسين(عليه‌السلام)‌ به او فرمود:‌ تو كه در زمان حيات برادرم هر چه از دستت بر مي‌آمد مي‌كردي چطور به تشييع آمده اي ؟ پاسخ داد: هر چه كردم با كسي كردم كه بردباريش از كوه بيشتر بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;امام حسن(عليه‌السلام)‌ درخدمت پدر&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حضرت در جنگ صفين به گونه اي از خود شجاعت به خرج مي‌داد كه معاويه براي خلاصي از چنين دلاوري دست به طرفندي زد، طرفندي شبيه طرفند شمر لعين در كربلا يعني همانگونه كه شمر براي حضرت ابوالفضل(ع) امان نامه آورد و حضرت را تطميع مي‌نمود تابه اين طريق حضرت را از سر راه خود بردارد، معاويه نيز پسر عمر را نزد فرزند علي(ع) مي‌فرستد تا به اصطلاح امام حسن(عليه‌السلام) را خام كند و لي همان گونه كه شمر با دست تهي برگشت قاصد معاويه نيز دست خالي به نزد معاويه بازگشت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آري فرزندان علي (عليه‌السلام) نه تنها در شجاعت كه در فراست و كياست نيز فرزند علي(عليه‌السلام) هستند ولي كوته نظران به خيال خام خود مي‌خواستند آنها را خام كنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 32.2pt; TEXT-ALIGN: justify;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma;&quot; 14.0pt? New Times&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 7pt; FONT-STYLE: normal;&quot; New Times Roman??&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در جنگ جمل حضرت به فرمان پدر به كوفه رفت، مردم را بسيج&amp;nbsp;نمود و به بصره آورد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 32.2pt; TEXT-ALIGN: justify;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma;&quot; 14.0pt? New Times&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 7pt; FONT-STYLE: normal;&quot; New Times Roman??&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;وقتي عثمان خفقان سياسي بوجود آورده بود و ابوذر را كه از زبان تندش در امان نبود&amp;nbsp;تبعيد كرد، دستور داد هيچ كس حق ندارد او را بدرقه كند ولي علي(عليه‌السلام) او را بدرقه كرد و امام حسن(عليه‌السلام) و امام حسين(عليه‌السلام) نيز پدر را همراهي كردند و به اين گونه عملاً بيزاري خود را از حكومت ديكتاتوري عثمان نشان دادند و در گفتار نيز نزد ابوذر اعلام انزجار كردند و او را به شكيبايي و پايداري توصيه نمودند و اين چنين&amp;nbsp;او را دلداري دادند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 32.2pt; TEXT-ALIGN: justify;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma;&quot; 14.0pt? New Times&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 7pt; FONT-STYLE: normal;&quot; New Times Roman??&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و حضرت در آن سالهاي تنهايي پدر، مرتب سخنراني داشتند و بعد از قتل عثمان در مقابل عده‌اي كه پيراهن عثمان علم كردند و قتل عثمان را به علي(عليه‌السلام) نسبت مي‌دادند حضرت با سخنراني هاي شيوا و استوار خويش دروغ آنانرا برملا مي‌كرد و با استدلال حقيقت قضيه را آشكار مي‌نمود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 32.2pt; TEXT-ALIGN: justify;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma;&quot; 14.0pt? New Times&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 7pt; FONT-STYLE: normal;&quot; New Times Roman??&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و وقتي در جنگ صفين كار را به دست حكم دادند و آنان بهناروا&amp;nbsp;حكم كردند امام حسن(عليه‌السلام) سخنراني كرد و ثابت نمود كه آن دو به كتاب خدا عمل نكردند و حكمشان نافذ نيست .&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;DIV&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;br&gt;&lt;HR align=right width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;&lt;br&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Dec 2005 23:59:00 GMT</pubDate>
<comments>http://imamhasan.parsiblog.com/Comments/2</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=35536</wfw:commentRss>
 <dc:creator>نوکر ارباب</dc:creator>
<guid>http://imamhasan.ParsiBlog.com/Posts/2/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%ad%d8%b3%d9%86+(%d8%b9)/</guid>
</item>

<item>
<title>امام حسن (ع) 2</title>
<link>http://imamhasan.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%ad%d8%b3%d9%86+(%d8%b9)+2/</link>
<description>&lt;P align=left&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;img height=356 src=&quot;http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/imamhasan/Untitled.jpg&quot; width=635 border=0 onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=black&gt;بقيع ديار كبوتران دلسوخته&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;امامت و خلافت&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;امام حسن(عليه‌السلام) در سن 37 سالگي به امامت رسيد و همزمان خلافت ظاهري نيز بعد از پدر با بيعت مردم برايش شكل گرفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;با مداد روز بيست و يكم ماه مبارك رمضان سال چهارم هجري(اولين روز امامت حضرت) امام حسن(عليه‌السلام) منبر رفتند و خطبه اي بسيار بليغ ايراد نمودند، از جمله سخنانشان آن بود كه حزب الله غالب ما هستيم،‌ عترت رسول خدا ما هستيم، عترت طاهره كه از هر گناه وبدي و خطا معصوم هستند ما هستيم، يكي از دو شيء نفيس و گرانبها كه پيامبر گرامي فرمود اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ما هستيم، علم تنزيل وتاويل قرآن نزد ما است و مراد از اولي الامر در آيه اطيعوا الله و اطيعوا الرسول واولي الامرمنكم مائيم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;سپس فرمود: ديشب مرد يگانه اي ازجهان رخت بست كه در ميان گذشتگان و هم بين آيندگان، به دانش و كردار، يكتا بود. همراه پيامبر، جنگها كرد و در نگاهباني اسلام و پيامبر، مجاهدانه كوشيد، پيامبر در جنگها او را به سپاهسالاري مي‌فرستاد و او همواره پيروز باز مي‌گشت. درشبي رحلت نمود كه حضرت عيسي در همان شب به آسمان رفت و در همان شب يوشع وصي موسي از دنيا رفت، هنگام مرگ از دارايي دنيا فقط 700 درهم بيشتر نگذاشته بود زيرا هر چه داشت همه را مي‌بخشيد.و اين 700 درهم را براي اين گذاشته بود كه با آن خدمتكاري از براي خانوادة خود بخرد وقتي سخنانش به اينجا رسيد بغض گلوي حضرت را گرفت و به شدت گريست و مردم نيز به گريه و ضجّه افتادند پس از لحظاتي كه خروش مردم كمي آرامتر شد اضافه كرد : &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;«منم فرزند مژده دهنده و بيم رسان، من&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma;&quot;&gt;م&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; فرزند كسي كه مردم را به سوي خدا مي‌خواند منم فرزند چراغ فروزان و من از خانداني هستم كه خداوند پليدي و آلودگي را از آنان دور گردانيده است و محبت آنان را دركتاب خود واجب ساخته و فرموده : &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma;&quot;&gt;…&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; الاّ المودة في القربي» آنگاه امام حسن(عليه‌السلام) نشست و &lt;B&gt;عبدالله بن عباس&lt;/B&gt; به پا خاست و گفت: ايشان فرزند پيامبر شما و جانشين علي(عليه‌السلام) و امام شماست، با او بيعت كنيد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;مردم گروه، گروه آمدند و بيعت كردند وبه اين شكل خلافت ظاهري نيز شكل گرفت، حضرت همان موقع با مردم شرط كرد كه اين بيعت مشروط به آن است كه با هر كه صلح كردم، صلح كنيد و با هر كه به جنگ درآمدم، جنگ نماييد، آنها نيز پذيرفتند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;امام حسن(عليه‌السلام) كار خود را آغاز نمود،‌ كارگزاران را به اطراف و نواحي فرستاد، حاكمان و اميران را در هر محل نصب نمود و حكومت حضرت استقرار يافت. ولي چيزي نگذشت كه دسيسه هاي دشمن ازيك طرف و عهد شكني بيعت كنندگان از سوي ديگر شروع شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;معاويه دو نفر منافق را كه يكي از طايفه قين ويكي از قبيله حمير بود به قصد جاسوسي و خرابكاري يكي را به بصره و ديگري را به كوفه فرستاد. امام با نظارت خاصي كه بر جامعه داشت آن دو را شناسائي كرد و هر دو را اعدام نمود سپس نامه اي به معاويه نوشت در آن نامه اعدام آن دو را خبر داد و اضافه كرد تو با جاسوس وخرابكار گماردن در بلاد مسلمين چه اراده كرده‌اي اگر مي‌خواهي از سر جنگ وارد شوي ما نيز آماده ايم، بين آنها چندين نامه ردّ و بدل شد قسمتي از نوشته حضرت چنين بود :&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&amp;nbsp;قريش كه خود را بر ديگر عرب برتر دانست و ديگران تن دردادند علت برتري خود را اين گونه مطرح ساخت كه اين قبيله، قبيله‌ پيامبر مي‌باشد ولي قريش در بين خود زيربار بني هاشم نرفت ما را كه از آنان به پيامبر نزديكتر بوديم كنار زدند، ما نيز كناره جستيم تا اسلام نابود نگردد و اينك تو داوطلب امري هستي كه به هيچ عنوان سزاوار آن نيستي و نامه اش را با نصيحت و انذار از روز واپسين ادامه داد و او را به&amp;nbsp;بيعت كردن فراخواند و اضافه كرد؛ ولي اگر حاضر به بيعت نباشي من همراه مسلمانان به سوي تو خواهيم شتافت، اما معاويه كه گوشش به اين حرفها بدهكار نبود وتنها به فكر رياست چند روزه دنيا بود در جواب نوشت: حال من وتو همانندحال پيشين شما خاندان با ابوبكر است (يعني همانگونه كه ابوبكر به بهانة تجربة بيشتر مقام خلافت را از علي(عليه‌السلام) گرفت من نيز با تو چنين خواهم كرد و بعد خود مقصودش را توضيح داد) اگر مي‌دانستم كه تو بهتر از من به امور مردم مي‌رسي و بهتر مي‌تواني ممالك اسلامي را حفظ و حراست كني بيعت مي‌كردم، اما من از تو بيشتر سابقه دارم وبا تجربه ترهستم پس بهتر آن است كه تو پيرو من شوي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma;&quot;&gt;…&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;بالاخره از بيعت امام سرباز زد و خود مدعي خلافت شد و در صدد قتل امام برآمد، بعضي را مخفيانه دستور داد تا حضرت را به قتل رسانند، حضرت نيز چون از اين&amp;nbsp;نيت پليد آگاهي داشت زير پيراهن زره مي‌پوشيد، يكي از مأموران مخفي وي به سوي امام تيراندازي كرد، وقتي فهميد به حضرت صدمه اي وارد نيامد وخلاصه از اين راه ها نمي‌تواند حضرت را بكشد به بهانه وحدت حكومت مردم را بسيج كرد و به جنگ با امام روانه ساخت.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;امام نيز به &lt;B&gt;حجربن عدي &lt;/B&gt;فرمان داد تا حاكمان و اميران و مردم را براي رويارويي و دفاع آماده سازد، او نيز فرمانداران را خواند و جارچيان را دستور داد تا در كوچه هاي شهر فرياد زنند و مردم را به مسجد فرا خوانند، مردم به مسجد ريختند و امام برفراز منبر رفت و فرمود: معاويه به جنگ شما آمده و بايد دفاع كنيد،‌همگي به اردوگاه &lt;B&gt;نخيله&lt;/B&gt; برويد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;امام دستور خود را صادر كرد ولي مردمي كه در ابتداء شرط بيعت را پذيرفته بودند هيچ يك پاسخ ندادند، &lt;B&gt;عدي بن حاتم&lt;/B&gt; از پاي منبر برخاست و گفت سبحان الله شما چه جماعتي هستيد؟ امام شما، فرزند پيامبر، شما را به سوي جهاد مي‌خواند او را پاسخ نمي‌دهيد؟‌ از خشم الهي واهمه اي نداريد؟ از ننگ وعار پروا نمي‌كنيد؟ با سخنان عدي گروهي برخاستند و آمادگي خود را اعلام كردند، امام به آنها فرمود اگر به واقع سخن مي‌گوييد و مرد جنگ هستيد بسوي نخيله برويد و خود سمت نخيله رهسپار شد وقتي به آنجا رسيد اكثر آنها كه اظهار اطاعت كرده بودند سرباز زده بودند امام به اهل كوفه خطاب كرد و فرمود مرا فريب داديد چنانچه امام پيش از من را فريب داديد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;آري، همانگونه كه قبلاً‌ اشاره شد دشمني معاويه از يك طرف و بيعت شكني منافقان نيز از سوي ديگر عرصه را بر حضرت تنگ مي‌كردند، منافقاني چون &lt;B&gt;عمربن حريث&amp;nbsp;و اشعث بن قيس&amp;nbsp;&lt;/B&gt;و&lt;B&gt; اشبث بن ربعي &lt;/B&gt;وامثال آنان، غير از منافقان عده اي سست ايمان كه به طمع غنايم جنگي آمده بودند و يا به دستور رؤساي قبيله ها شركت كرده بودند آنها نيز چون انگيزه الهي نداشتند در آن كارزار يكي پس ازديگري دست از ياري امام بر مي‌داشتند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;حضرت چهار هزار نفر از سپاهيان حاضر را به سپهسالاري &lt;B&gt;حكم&lt;/B&gt; بر سر راه معاويه فرستاد و دستور داد كه در منزلگاه &lt;B&gt;انبار&lt;/B&gt; سدّ راه شوند،‌ اطلاعاتيان، معاويه را مطلع كردند و او پيكي به نزد حكم فرستاد و او را تطميع كرد پانصد هزار درهم به او داد و گفت به من ملحق شو،‌ من تو را استاندار شهري&amp;nbsp;از شهرهاي شام مي‌نمايم او نيز فريب خورد و با دويست نفر از خويشاوندان و گارد مخصوص خود به امام پشت كرد و به سمت معاويه تاخت.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;وقتي خبر به حضرت رسيد باز خطبه خواند و از بي‌وفايي مردم كوفه سخن گفت و فرمود: اين مرد كه از قبيله &lt;B&gt;كند&lt;/B&gt; بود، به من حيله زد، هم اكنون مردي از قبيله &lt;B&gt;بني مراد&lt;/B&gt; را به انبار مي‌فرستم ولي از او در حضور جمع عهد و پيمان شديد مي‌گيرم كه مكر و حيله نكند، فردي را انتخاب نمود، او نيز سوگندها ياد كرد، حضرت او را با چهار هزار نفر راهي كرد، وقتي به راه افتاد امام فرمود: به زودي خبر مكر و حيله اين نيز خواهد رسيد&amp;nbsp;وهمين گونه شد آن هم به گونه اي بسيار مفتضحانه تر اگر اولي خود را با پانصد هزار درهم پول نقد و طمع استاندار شدن فروخت، دومي خود را با پنج هزار درهم و تطميع استاندار شدن فروخت وبه امام پشت كرد و بسوي معاويه شتافت. (واقعاً لقد كان في قصصهم عبرة)&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;چون حضرت هنگام خروج از كوفه به &lt;B&gt;مغيره بن نوفل &lt;/B&gt;كه از نوادگان عبدالمطلب بود دستور فرموده بود كه پشت جبهه نيرو جمع كند و اعزام نمايد،‌ گروه گروه به جبهه مي‌آمدند تا كه لشكر به چهل هزار نفر رسيد حضرت از نخيله كوچ كرد و به سمت &lt;B&gt;ساباط مداين&lt;/B&gt; حركت نمود در نزديكي دير عبدالرحمن سه روز اقامت گزيدند و از آنجا دوازده هزار نفر را به عنوان پيشاهنگان جنگ به سالاري &lt;B&gt;عبيدالله بن عباس&lt;/B&gt; به رزم فرستاد و &lt;B&gt;قيس بن سعد&lt;/B&gt; را نيز معاون او نمود چون فريب خوردن عبيدالله بن عباس بعيد به نظر مي‌رسيد معاويه درصدد برآمد كه قيس را بفريبد يك ميليون درهم نزد او فرستاد قيس پاسخ داد: با اين حيله ها دين مرا نمي‌تواني از دستم بگيري، ولي با اينكه خود معاويه هم بعيد مي‌دانست، سپهسالار اصلي يعني عبيدالله بن عباس با همان يك ميليون درهم آن هم نيمي نقد و نيمي وعده كه اگر كوفه در تصرفشان درآيد به پردازند فريب خورد و شبانگاه از لشكرگاه خود گريخت و به لشكر معاويه رفت، صبحگاهان لشگريان سرلشگر را در خيمه اش نيافتند و با قيس بن سعد نماز صبح را خواندند پس از نماز قيس براي مردم سخنراني كرد و گفت اگر اين خائن،‌ به امام خودخيانت كرد شما خيانت نكنيد و از غضب الهي بيم داشته باشيد، بظاهر پذيرفتند ولي هر شب عده اي از آنان مي‌گريختند وبه لشگر دشمن ملحق مي‌شدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;وقتي امام به ساباط مداين رسيد سخنراني كرد در اين سخنراني حضرت دو هدف داشتند يكي آنكه مطيع نبودن عده اي جنگ طلب معلوم گردد و ديگر آنكه وقتي حضرت شرايط را آن گونه ديد و مسلم بود با آن ياران بي وفا نمي‌تواند احقاق حق كند واز طرفي وحدت عالم اسلام ارزشمند تر از آن است كه به گونة حزبي مخالف جبهه گيري نمايد. در سخنانش فرمود: من اميدوارم كه خيرخواه ترين مردم باشم از براي مردم و كينه توز نيستم كه از سر عداوت و خود محوري جنگ به پا كنم و بايد آگاهي دهم كه اجتماع مسلمانان و جماعت آنان گر چه مكروه شما باشد بهتر است از پراكندگي و تفرقه هر چند دو دستگي و جبهه گيري خواست شما باشد و آنچه من صلاح شما را در آن مي‌بينم يعني وحدت و يك پارچگي بهتر است از آنچه شما صلاح خود را در آن مي‌بينيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;آري، رهبري كه صلاح امت را مي‌بيند و نه خود محوري را آنچه صلاح است انجام مي‌دهد ولي سياستمداراني كه معصوم نيستند و تابع هواي نفس هستند گر چه صلاح در وحدت باشد جبهه گيري مي‌كنند و تا توان دارند از موقعيت خود دم مي‌زنند و فعاليت مي‌نمايند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;از طرفي چون قيس در مقابل معاويه دليرانه مي‌جنگيد، معاويه چون ديد نمي تواند او را فريب دهد جاسوساني را در ميان لشگر او پراكنده كرد عده اي از جاسوسان در جانبي از لشگر شايعه پراكني مي‌كردند كه شما بي خود مي‌جنگيد اميرتان قيس صلح كرده است و عده اي هم شايعه مي‌كردند كه امام حسن(عليه‌السلام) با معاويه صلح كرده است .&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;در اينجا بايد قبل از آنكه بقيه ماجراي تنهاترين سردار بيان شود چند نكته را متذكر شويم:&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 0.25in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify;&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma;&quot;&gt;1-&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 7pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اطاعت از معصوم بايد مطلق باشد و بدون چون و چرا و هر چه دستور باشد شخص مطيع مي‌بايست اطاعت كند ولي عده اي كاسه از آتش داغ تر در هر زماني تندروي دارند گر چه اطاعت معصوم را زيرپا گذارند و حتي تا حدي كه معصوم را زير سوال ببرند و عده‌اي هم تندروتر مي‌شوند وقصد جان معصوم مي‌كنند و او را كافر مي‌دانند چنانچه خوارج با علي‌(عليه‌السلام) اين گونه رفتار كردند و با امام حسن‌(عليه‌السلام) نيز به همين شكل و چنانچه در زمان امام رضا‌(عليه‌السلام) نيز به ولايت عهدي حضرت اعتراض كردند و قصد جان حضرت را نمودند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 0.25in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify;&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma;&quot;&gt;2-&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 7pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;علت اطاعت از امام نمودن بحسب ظاهر آن است كه امام از ديگران مسائل را بهتر تشخيص مي‌دهد وعقلاً آدمي تابع نظريه بهتر است چنانچه در تقليد از اعلم نيز اينگونه استدلال مي‌شود كه هر عاقلي پيروي از علمي‌ترين &amp;nbsp;نظريه را عقلاني مي‌داند لذا هنگام بيمارشدن به متخصص مراجعه مي‌كنند. ولي بحسب واقع و باطن امر چون اطاعت از معصوم اطاعت از خداوند است و خدا طبق حكمت هايي كه عقل هيچ بشر عادي به آن نمي رسد فرمان صادر مي‌كند و معصوم به علت معصوم بودن تكاليفش از قبل تعيين شده و هر امامي لوحي مخصوص به خود دارد كه در آن تكاليفش از جانب خدا معين شده و طبق آن عمل مي‌نمايد بنابراين هيچ كس نمي تواند به امام اعتراض كند و اعتراض به او اعتراض به خداونداست.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 0.25in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify;&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma;&quot;&gt;3-&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 7pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;با توجه به نكته اول و دوم بايد توضيح داده شود كه سخنراني امام در ساباط مداين چنانچه قبلاً گفته شد يكي به آن دليل بودكه مطيع محض از تندرو خطش جدا شود و معلوم گردد چه كسي چون امام فرمان داده به جنگ آمده و چه كسي به خاطر اغراض فردي يا گروهي خود. و باز چنانچه گفته شد دليل دوم سخنراني حضرت آن بود كه چون حضرت شرايط را آن گونه ديد رعايت وحدت را بر احقاق حق ترجيح داد و توضيح مطلب آن است كه در اسلام هم بايد وحدت باشد وهم حق حاكم باشد امام اگر يارانش بي وفاي نمي كردند و مي‌جنگيدند و معاويه از بين مي‌رفت هم وحدت ايجاد مي‌گشت و هم حق حاكم مي‌شد ولي درست معاويه آن مدعي خلافت هم چون مي‌دانست وحدت يك حقيقت ارزشمند است ومردم از آن استقبال مي‌كنند با همين انگيزه يعني ايجاد وحدت مردم را بسيج كرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;آري، امت اسلامي نياز به وحدت دارد، معاويه هم همين را بهانه مي‌كند و به جنگ حق و امام زمانش بر مي‌خيزد، امام نيز براي دفع باطل و ايجاد حكومت حق و نابود كردن طغيانگري چون معاويه به پا مي‌خيزد ولي وقتي ياري نمي‌شود، يا بايد حق را فداي وحدت كند و يا به صورت گروهي اندك و حزبي مخالف جبهه گيري كند و وحدت را بخطر اندازد و امام و هر خير انديش سياسي راه اول را بر مي‌گزينند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;آنچه توضيح داده شد بحسب عقل ظاهري فرد فرحيخته اي چون امام است و بالاتر از اين ظاهر نيز علم امام به مقدرات و حكمتهاي الهي و اطاعت از لوح مخصوص است. يعني چون علم به مقدرات داشت و مي‌دانست سرانجام چه مي‌شود و خدا چه مي‌خواهد و در لوح مخصوص به حضرت چه دستور داده شده سخنراني حضرت مقدمه اي بود براي آماده ساختن مردم براي قبول آنچه مقدر است.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;بالاخره سخنراني دو منظورة‌ حضرت در ساباط مداين از يك سو و شايعه پراكني جاسوسان معاويه در ميان لشگر امام باعث شد كه جنگ طلبان شّم سياسيشان گل كند و قبل از آنكه امام صلح كند عده اي از آنان كه در محضر امام بودند به يكديگر نظر كردند و گفتند از سخنانش معلوم مي‌شود كه قصد صلح دارد، يكباره برخاستند و گفتند كفروالله الرجل بخدا سوگند اين مرد كافر شد .&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;و برحضرت بشوريدند، به خيمه اش ريختند و به غارت پرداختند وحتي سجاده زيرپاي حضرت را ربودند و &lt;B&gt;عبدالرحمن ازدي&lt;/B&gt; رداي حضرت را از دوشش كشيد،‌ حضرت اسب خود را طلبيد و سوار شد بدون آنكه ردائي بر تن داشته باشد خويشاوندان حضرت و اندكي از شيعيان از حضرت محافظت نمودند، دشمنان را دفع كردند و حضرت به قصد مداين حركت نمود قسمتي از راه بين ساباط تا مداين تاريك بود درآن تاريكي شخصي به نام &lt;B&gt;جراح بن سنان&lt;/B&gt; ناگهان پيش آمده،‌ لجام مركب حضرت را گرفت و گفت حسن تو كافر شدي چنانچه پدرت كافر شد و خنجري مسموم به ران مبارك حضرت زد كه تا استخوان شكافته شد، ياران امام حضرت را به مداين رساندند و به سراي &lt;B&gt;سعدبن مسعود&lt;/B&gt; &lt;B&gt;ثقفي &lt;/B&gt;&amp;nbsp;كه از طرف حضرت فرماندار مداين بود بردند سعد جراح آورد و حضرت را تحت درمان قرار داد تا پاي مباركش بهبود يافت.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;اما بي‌وفايي لشگريان حضرت به جايي رسيد كه اكثر روساي لشگر به معاويه محرمانه مي‌نوشتند ما براي تو سر تسليم داريم، به عراق بيا و ما حسن‌(عليه‌السلام) را به تو تسليم خواهيم نمود، معاويه نامه هاي آنان را عيناً نزد امام فرستاد و تقاضاي صلح كرد و گفت هر شرطي را كه حضرت بفرمايد پذيرا خواهد شد. وقتي امام آن همه بي‌وفايي را ديده بود و آن نامه ها را نيز، چاره اي جز اقدام&amp;nbsp;به صلح نداشت و پر واضح بود كه ازآن نامردان منافق ياري نخواهد شد و اگر كار به جنگ كشد همان ابتداء اندك شيعيان مخلص خونشان ريخته شود بدون هيچ نتيجة مثبتي. ولي با اين همه باز براي اتمام حجت به مردم خطاب كرد و فرمود بيعت خود را نقض نكنيد و از كيفر الهي بترسيد و در فلان&amp;nbsp;مكان گرد آييد، حضرت ده روز درآن مكان توقف نمود ولي از آن لشگر تنها چهارهزار&amp;nbsp;حضور به هم رساندند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;حضرت منبر رفتند و فرمودند: من از اين گروه به ظاهر مسلمان متعّجبم زيرا نه شرم دارند و نه دين و ادامه داد مي‌خواستم براي شما دين حق را برپا دارم ياري من نكرديد ولي بدانيد كه من وقتي به ناچار امر را به معاويه واگذار كنم شما در دولت معاويه هرگز روي خوش و شادي را نخواهيد ديد و بخدا سوگند اگر ياوري داشتم كار را به معاويه واگذار نمي كردم زيرا قسم بخدا و رسول خدا كه خلافت بر بني اميه حرام است.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;و بعد به ناچار در جواب نامة‌ معاويه اين چنين نوشت: مي‌خواستم حق را زنده و باطل را بميرانم وكتاب خدا و سنت رسولش را جاري سازم ولي مردم با من همراهي نكردند صلح مي‌كنم ولي با اين شرط‌ها:&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 0.25in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify;&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma;&quot;&gt;1-&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 7pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;معاويه ملزم باشد كه بر اساس كتاب خدا و سنت پيامبر عمل كند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 0.25in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify;&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma;&quot;&gt;2-&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 7pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;خون شيعيان محترم و محفوظ بماند و حقوقشان پايمال نگردد و مردم عموماً‌ همه جا در شام وعراق و حجاز و يمن از گزند او در امان باشند و با آنان به ديكتاتوري رفتار نكند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 0.25in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify;&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma;&quot;&gt;3-&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 7pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به حضرت علي‌(عليه‌السلام) دشنام داده نشود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 0.25in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify;&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma;&quot;&gt;4-&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 7pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;معاويه از بيت المال يك ميليون درهم بين يتيمان جنگ صفين و جمل تقسيم كند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 0.25in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify;&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma;&quot;&gt;5-&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 7pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حضرت، معاويه را با لقب اميرالمؤمنين نخواند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 0.25in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify;&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma;&quot;&gt;6-&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 7pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;معاويه پس از مرگ خلافت را به ديگري واگذار نكند يعني تعيين جانشين ننمايد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;صلح نامه تنظيم و آقايان &lt;B&gt;عبدالله بن‌حارث &lt;/B&gt;و &lt;B&gt;عمرو بن ابي سلمه &lt;/B&gt;و&lt;B&gt; عبدالله بن عامر &lt;/B&gt;و &lt;B&gt;عبدالرحمن بن سمره &lt;/B&gt;وعده‌اي ديگر به عنوان شاهد آن را امضاء كردند و خدا و رسول را گواه گرفتند، به اين ترتيب صلح منعقد و جنگ پايان يافت.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;آنچه پس از قرارداد صلح به وقوع پيوست:&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;وقتي صلح نامه امضاء شد، هنوز معاويه به كوفه نرسيده بود، در نخيله سخنراني كرد و در قسمت پاياني سخنانش گفت مردم كوفه من به جنگ با شما برنخاستم كه به شما بگويم نماز بخوانيد و روزه بگيريد، زكات دهيد و حج برويد من هدفم حكومت بود و خدا به من داد اگر چه شما نمي خواستيد و تمامي شرطهايي را كه با حسن‌(عليه‌السلام) كرده ام را زيرپا مي‌گذارم و به هيچ يك وفا نخواهم كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;همين كه وارد كوفه شد پس از چند روز به مسجد آمد و به امام حسن‌(عليه‌السلام) گفت : بر منبر برو و به مردم بگو كه خلافت حق من است،‌ امام حسن ‌(عليه‌السلام) بر منبر رفت و برخلاف انتظار معاويه پس از حمد و ستايش الهي فرمود:‌ اي مردم هم اكنون در هيچ جاي جهان نمي يابيد كسي را كه جدش رسول خدا باشد به غير از من و برادرم حسين‌(عليه‌السلام) خدا شما را بوسيله حضرت محمد(صلي الله عليه وآله وسلم) هدايت كرد ولي شما دست از اهلبيت او برداشتيد و باز متذكر شد كه معاويه با من به نزاع برخاست راجع به امري كه مخصوص من بود ومن سزاوار آن بودم ولي چون مرا ياري نكرديد وياوري نيافتم دست از حق خويش كشيدم از براي صلاح اين امت و حفظ جان مؤمنين و باز خاطر نشان كرد كه شما با من بيعت كرده بوديد كه با هر كه صلح كنم صلح كنيد و با هركه جنگ كنم جنگ كنيد و من مصلحت را در صلح ديدم.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;معاويه وقتي ديد امام حسن(عليه‌السلام) اين گونه سخن راند برخاست و يكي ديگر از شرايط صلح را زير پا نهاد، شرط اول را كه عمل كردن براساس كتاب وسنت بود در نخيله گفت من براي آنكه شما به دستورات شرعي (نماز و روزه و زكات و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma;&quot;&gt;…&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;) عمل كنيد نيامده‌ام براي آن آمده ام كه حكومت كنم، در مسجد كوفه شرط سوم را زير پا گذاشت و به حضرت علي(عليه‌السلام) ناسزا گفت، امام حسين(عليه‌السلام) برخاست به او پاسخ دهد امام حسن(عليه‌السلام) دست او را گرفت و او را نشاند، خود برخاست و فرمود: بدان من فرزند علي بن ابي طالب هستم و تو پدرت &lt;B&gt;صخر &lt;/B&gt;&amp;nbsp;است، مادر من &lt;B&gt;فاطمه (سلام‌الله عليها) &lt;/B&gt;است و مادر تو &lt;B&gt;هند &lt;/B&gt;&amp;nbsp;است، جدّ من &lt;B&gt;رسول خدا &lt;/B&gt;است و جدّ تو&lt;B&gt;حرب &lt;/B&gt;است مادر بزرگ من &lt;B&gt;خديجه &lt;/B&gt;است و مادر بزرگ تو &lt;B&gt;فتيله &lt;/B&gt;(نثيله) و خدا هر يك از من وتو كه گمنام تر و حسبش پست تر و كفرش قديم تر و نفاقش بيشتر و حقش بر اسلام و اهل اسلام كمتر باشد را لعنت كند، تمامي حضار جلسه گفتند: آمين.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;البته مسلم است كه چنين صلحي ناگوار است و حلم و بردباري بسيار مي‌طلبد، امام حسن(عليه‌السلام) خود چون مظهر حلم حضرت حق بود تحمل آن برايش سهل بود ولي عده‌اي از مؤمنين برايشان گران تمام مي‌شد،‌ قيس بن سعد از آن جمله بود او مي‌خواست بيعت نكند قيس شخص بسيار تنومند ونيرومند و بلند قامت بود،‌ با چهار هزار نفر جبهه گرفته بود و پايداري مي‌كرد وقتي ديد حضرت صلح نمود به جلسه معاويه وارد شد‌، يكسره به خدمت امام حسين(عليه‌السلام) رفت و از ايشان پرسيد چه دستوري مي‌فرمائيد؟ امام حسين(عليه‌السلام) اشاره به امام حسن(عليه‌السلام) كرد و فرمود: ايشان امام من است و اختيار با او است، معاويه اسرار به بيعت نمود ولي قيس دستش را دراز نمي كرد امام حسن(عليه‌السلام) او را فرمان به بيعت كردن داد او نيز اطاعت نمود.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;ولي امام حسين(عليه‌السلام) بيعت نكرد،‌ معاويه او را به بيعت تكليف كرد امام حسن(عليه‌السلام) به او فرمود به او كاري نداشته باش كه بيعت نمي كند تا كشته شود و او كشته نمي شود تا همه اهل بيت او كشته شوند و اهلبيت او كشته نمي شوند تا شما را نكشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;وقتي صلح با تمام مسائل حاشيه‌اش تمام شد،‌ تيغ زبان بعضي كه زخمش از زخم سنان و نيزه جان گذاز تر بود به جنبش در آمد به خدمت حضرت آمدند و او را ملامت مي‌كردند چرا صلح كرديد؟ اي كاش اين گونه رفتار نمي‌نموديد؟ و... &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;حضرت پاسخ مي‌فرمود: آخر شما چه مي‌دانيد؟ اگر مي‌دانستيد من براي شما چه كرده‌ام اين گونه سخن نمي گفتيد به خداوند سوگند كاري كه من انجام دادم براي شيعيان من از آنچه آفتاب بر آن طلوع مي‌كند بهتر است، سپس اشاره اي به قصة موسي و خضر نمود و بيان داشت كه ناراحتي حضرت موسي به علت آگاهي نداشتن به سبب و حكمت آن قضايا بود وعملكرد حضرت خضر عين صواب و حكمت بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;اينك به گوشه اي از آن حكمت كه تاريخ نويسان بيان داشته‌اند اشاره مي‌شود. بايد در نظر داشت كه امام چون دلسوز امت است و همانند مادر واقعي كه گاه حق را به كسي كه مدعي مادر بودن است مي دهد تا سلامتي فرزندش به خطر نيفتد، به ناچار براي سلامتي امت اسلامي دست به چنين اقدامي خواهد زد، راجع به سياست داخلي حفظ شيعيان و ايمان علوي و راجع به سياست خارجي حفظ مسلمين و اسلام محمدي يعني امام نه تنها به فكر شيعيان مؤمن بودند بلكه به فكر تمامي مسلمين و جهان اسلام نيز بودند زيرا امپراطوري روم چون بارها از اسلام ضربه خورده بود در صدد تلافي بود و هميشه در اين فكر بود كه فرصتي مساعد براي انتقام بدست آورد، هنگامي كه سپاه امام و معاويه روياروي هم ديگر صف بستند، آنان نيز مقدمات حمله‌اي ناگهاني را فراهم آوردند تا در آن فرصت كه جنگ داخلي برپاست بر پيكر اسلام به تازد و اگر امام به جنگ ادامه مي‌داد ممكن بود آنها به آرزوي خود مي‌رسيدند و ضربه‌اي سهمگين بر پيكر مسلمين وارد مي‌ساختند، امام اين نقشه آنان را با صلح خويش نقش بر آب نمود، اما افراد عادي كه چنين بينش و سياست را نداشتند بر امام خورده مي‌گرفتند. درصورتي كه وظيفه آنان اطاعت از امام بود و خود مي‌دانستند كه امام واجب الاطاعه است و علت واجب الاطاعه بودن امام هم همين آگاهي فوق العاده است، همين بينش وسيع و اشراف به مسائل است، همين برتري هايي است كه خداوند به امام داده و او را واجب الاطاعه نموده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;با اين همه بدون ملاحظة اين امور و توجه نداشتن به وظيفه خود، مي‌آمدند و بي پروا سخن مي‌گفتند، ملامت و سرزنش مي‌كردند و حضرت را با لقب مذل المؤمنين خطاب مي‌كردند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;به غير از آنچه كه گفته شد&amp;nbsp;اجمالاً بايد دانست چون طبيعت اين جهان مسائلي را اقتضاء‌ دارد و به عنوان مثال ما معتقديم كه ائمه عليهم السلام در عالم نوراني و عالم روحاني همگي در يك سطح هستند ولي به اقتضاء وجودشان در اين جهان چون طبيعت اين جهان مسائلي را اقتضاء دارد مثل ابوّت و بنوت (نسبت پدري و پسري) از اينرو گفته مي‌شود . مقام علي(عليه‌السلام) از امام حسن(عليه‌السلام) و امام حسين(عليه‌السلام) بالاتر است زيرا او پدر آن دو و ابوالائمه است روي اين حساب يكي ديگر از مسائلي كه به اقتضاء اين جهان امري طبيعي است آن است كه تا زمانيكه حضرت قائم (عج) تشريف نياورده اند بايد باطل جولان داشته باشد و لازمة‌ آن مسائلي از قبيل بيعت و تقيه وامثال آن است، از اين رو حضرت امام حسن(عليه‌السلام) فرمود:‌ آيا نمي دانيد كه هيچ يك از ما نيست مگر آنكه در گردن او بيعتي از طرف خليفة‌ جوري كه در زمان اوست واقع مي‌شود مگر قائم ما (عليه‌السلام) كه حضرت عيسي پشت سر او نماز خواهد خواند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;روزي ديگر&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;پيش از اين بيان شد كه همان روزهاي اولي كه معاويه وارد كوفه شد شرط سوم صلح نامه را زيرپا نهاد و حضرت علي(عليه‌السلام) را ناسزا گفت و امام حسن(عليه‌السلام) جواب دندان شكني به وي داد،‌ روزي ديگر پس ازمدتي كه در كوفه بود يكي از اطرافيانش به او گفت امام حسن(عليه‌السلام) هر روز به مسجد مي‌رود و براي مردم سخنراني دارد و مردم بسيار شيفته منبرهاي او هستند و نتيجتاً علاقه‌‌مند به حضرت، براي خراب كردن جلسة او بايد فكري كنيم سپس خود فكري را ارائه داد و گفت: تو امروز به مسجد برو وقبل از او بالاي منبر بنشين و به امام حسن(عليه‌السلام) هم بگو بيايد يك پله پائين‌تر بنشيند، بعد تو شروع به سخنراني كن وتا مي‌تواني بر ضد او و پدرش صحبت كن وناسزا بگو و او را در چشم مردم و دوست دارانش خوار و ذليل كن،معاويه اين پيشنهاد را پذيرفت، آمد و قبل از حضرت از منبر بالا رفت و حضرت را نيز فراخواند، امام حسن(عليه‌السلام) با فراستي كه داشت، پيش دستي كرد و قبل از او شروع به سخنراني كرد و به او مجال نداد، مطالبي را با بلاغت تمام فرمود و در ضمن سخنراني معاويه را طاغوت معرفي كرد، معاويه به خشم درآمد بالاي منبر ايستاد و هر چه خواست به علي(عليه‌السلام) بد و بيراه و ناسزا گفت، حضرت او را با «اي پسر هند» خطاب كرد وفرمود :‌ تو به اميرالمؤمنين علي(عليه‌السلام) بد مي‌گويي در حاليكه پيامبر فرمود: &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;«هر كه به علي (عليه‌السلام) ناسزا گويد، به من ناسزا گفته و هر كه به من ناسزا گويد به خدا ناسزا گفته و سزاوار چنين ناسزاگويي خلود در دوزخ است».&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;امام حسن(عليه‌السلام) اين را به گفت،‌ از منبر پايين آمد و به عنوان اعتراض مسجد را ترك گفت مردم هم يكي يكي از مسجد بيرون رفتند، معاويه دو دستش را به دو طرف محاسن خو گذاشت، چند لحظه به همين كيفيت در ناراحتي بسر برد و فكر مي‌كرد كه چه كار مفتضحانه اي كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;بازگشت به مدينه&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;با اينكه حضرت اين گونه پاسخهاي دندان شكن به معاويه مي‌دادند ولي او دست از بدگويي وناسزا گفتن به حضرت علي(عليه‌السلام) و خاندان او بر نمي داشت واز هرسو و به هرشكلي درصدد آزار امام بر مي‌آمد،‌ اين بود كه ماندن دركوفه براي حضرت شكنجه بار بود از اينرو به مدينه بازگشت. هر چند در مدينه نيز دست از آزار و اذيت امام بر نداشتند،‌ &lt;B&gt;مروان&lt;/B&gt; ملعون حاكم مدينه بود، او نيز در اذيت و آزار رساندن دست كمي از خود معاويه نداشت،‌ نه تنها مروان، پس از مروان نيز هر كس والي مدينه شد دست از شكنجه وآزار حضرت بر نداشت،‌ ده سال حضرت در مدينه به اين شكل زندگي نمود و سرانجام در 28 صفر سال 50 هجري قمري شهيد گشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;چگونگي شهادت&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;قطب رواندي (هم او كه قبر شريفش به طور مشخص در ميان صحن حضرت معصومه (سلام‌الله عليها) است) از امام صادق(عليه‌السلام) روايت نموده كه حضرت خود به اهلبيت خويش فرمود&amp;nbsp;كه من بوسيله زهر شهيد خواهم شد وعامل و عامل اصلي را معرفي نمود، سپس چگونگي شهادت را روايت كرده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;شيخ مفيد،‌ (رحمة الله عليه) نيز نقل كرده است كه چون ده سال از مدت فرمانروايي معاويه گذشت معاويه خواست براي پسرش بيعت بگيرد و چون اين كار بر خلاف شرايط عهد نامه بود واز طرفي جلالت امام‌حسن(عليه‌السلام) واقبال مردم از آن حضرت به حدي بود كه از حضرت بيم داشت، از اينرو تصميم بر قتل حضرت گرفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;در كتاب احتجاج نيز روايت شده كه مردي خدمت حضرت آمده، درست درلحظات آخر عمر حضرت و در همان لحظات حضرت را زير سؤال برد كه چرا ما را ذليل كردي و شيعيان را غلامان بني‌اميه نمودي، در اين روايت نيز چگونگي شهادت از زبان خود حضرت نقل شده، و ما با برداشت از مجموع اين روايات گفتاري را بيان مي‌كنيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;معاويه براي آنكه اين بار صددرصد به نتيجه برسد از پادشاه روم زهري درخواست نمود كه بسيار قوي و كشنده بود و سعي كرد از بهترين راه كه هم به نتيجه صددرصد برسد و هم از نظر جريانات سياسي بي سرو صدا تر و بهترين راه براي لوث كردن وبه گردن نگرفتن&amp;nbsp;و پايمال نمودن خون حضرت و نداشتن پيامدهاي بعدي باشد،‌ وارد شود، خوب فكر كرد و راهي را انتخاب نمود و آن اين بود كه از طريق اشعث بن قيس پدر &lt;B&gt;جعده، &lt;/B&gt;جعده را فريب دهد به او وعده داد كه صد هزار درهم به او بدهد و او را همسر يزيد گرداند، از پليدي اين خانواده از پدر كه اشعث بود و برادرش &lt;B&gt;محمد بن اشعث&lt;/B&gt; كه سرانجام پليديش آمدن به جنگ امام حسين(عليه‌السلام) بود، بخوبي معلوم مي‌شد كه جعده فريب مي‌خورد،‌ بالاخره چنين شد و معاويه آن زهر را به جعده رساند و جعده كه همسر حضرت است وبه حكم همسر بودن به راحتي مي‌تواند اين كار را انجام دهد،‌ در روزي كه بسيار هوا گرم بود و حضرت روزه داشتند و تشنگي بر حضرت غلبه كرده بود وقت افطار اولين چيزي را كه بدست حضرت داد شربت شيري بود آلوده به آن زهر،‌ همين كه امام لب تشنه آن شير زهر آلود را نوشيد،‌ بلافاصله احساس نمود و فرمود انالله وانا اليه راجعون و چون دانست ديگر از اين جهان ناپايدار رهايي يافت و به جهان جاويد خواهد رفت خدا را سپاس گفت و از اينكه به ديدار جدّ و پدر و مادر و عموهاي خود جعفر وحمزه خواهد رفت خرسند شد. ولي با اين همه چون از دنيا رفتن يعني ديگر آدمي نمي‌‌تواند توشه برچيند و جدايي از دوستان و خويشاوندان را در پي دارد وحضرت مي‌بايست از برادري چون امام حسين(عليه‌السلام) مقارقت نمايد از اين رو پس از حمد خداوند جعده را مخاطب قرار داد و زبان به نفرين گشود وفرمود اي دشمن خدا مرا كشتي خدا ترا بكشد و خدا ترا و كسي را كه تو را فريب داد خوار نمايد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;پند و اندرزهاي حضرت به جناده&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;جناده گويد در لحظات پاياني امام حسن(عليه‌السلام) نزد حضرت رفتم، با چشم خود ديدم كه كنار حضرت طشتي گذاشته بودند و پاره‌هاي جگر حضرت لخته لخته از دهان مباركش خارج و درون طشت ريخته مي‌شد، به حضرت عرض كردم مولاي من چرا خود را معالجه نمي كنيد؟ فرمود:‌ مرگ را چگونه مي‌شود علاج نمود گفتم&amp;nbsp;&amp;nbsp; انا لله و انااليه راجعون سپس فرمود: رسول خدا ما را آگاهي داد كه بعد از او خلفاء‌ و جانشينانش دوازده نفر هستند كه يازده نفر آنان فرزند علي و فاطمه هستند و همگي يا به تيغ و يا با زهر شهيد شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;وقتي برايم مسلم شد كه بزودي زود اين وجود ارزشمند از دستمان خواهد رفت عرض كردم اي پسر رسول خدا مرا موعظتي فرما: حضرت با آن حال قبول نمودند و فرمودند : &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=black&gt;آماده سفر خود شو و توشة خود را پيش از رسيدن اجل بدست آر، آگاه باش كه تو دنيا طلب كني و مرگ ترا،&amp;nbsp;غم فردا را امروز مخور و آگاه باش كه هر چه مال بدست آوردي فزون تر از روزيت از آن بهره نخواهي برد و تنها خزينه‌دار هستي براي ديگران و دارايي ها سه گونه اند حلال،‌ حرام و شبهه ناك،‌ درحلال حساب و در حرام عقاب و در شبهه ناك عتاب وجود دارد بنابراين دنيا را نزد خود همانند مردار فرض كن و از آن فقط به قدر رفع حاجت بردار دراين صورت اگر حلال بوده زهد ورزيده اي واگر حرام باشد بر تو حلال مي‌شود چنانچه گوشت ميت به قدر ضرورت حلال است و اگر نسبت به آن به ديگري عتاب كنند به تو عتاب نخواهند كرد،‌ از براي دنياي خود چنان كار كن كه گويا هميشه خواهي بود&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1 href=&quot;http://www.parsiblog.com/Noteedit.htm#_ftn1&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;VERTICAL-ALIGN: baseline; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=black&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;و از براي آخرت خود چنان كاركن كه گويا فردا خواهي مرد. واگر بدون تكيه بر قوم وعشيره مي‌خواهي عزيز باشي وبدون داشتن حكم و سلطنت مهابت داشته باشي از خواري معصيت خداوند بيرون رو به سمت عزت اطاعت.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;جناده گويد:‌ در اين هنگام امام حسين(عليه‌السلام) به همراه اسود بن ابوالاسود وارد شدند امام حسين(عليه‌السلام) سر برادر را بوسيد،‌ ميان دو چشمان مباركش را بوسيد، كنار اونشست واسراري بين آندو رد و بدل شد، حضرت برادر را وصّي خود نمود، اسرار امامت را به او گفت، امانتهاي خلافت را سپرد وجان به جان آفرين تسليم كرد و روحش به ملكوت اعلا پركشيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;يكي از فرازهاي وصيت نامه حضرت به برادر آن بودكه مرا در كنار جدم رسول خدا دفن نمايي ولي اگر مانع شدند ترا سوگند مي‌دهم كه نگذاري پاي جنازة من به قدر خون يك بار حجامت خون بر زمين بريزد و در اين صورت جنازه مرا به بقيع برده نزد مادرم حضرت فاطمه الزهرا سلام‌الله عليها دفن نمائيد. درودخدا بر او و بر پدر ومادرش و بر جدّ گراميش محمد مصطفي صلي‌الله عليه‌وآله وسلم.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;كوتاه سخناني از امام حسن مجتبي(عليه‌السلام)&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 0.2in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;1-عَلّمِ الناسَ عِلْمكَ و تَعَلّمْ عِلمَ غَيرِكَ فَتَكُونَ قداَتْقَنتَ عِلْمَكَ وَ عَلّمتَ ما لَمْ تَعْلَمْ.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;علمت را به مردم بياموز واز دانش ديگران بهره گير تا علمت را استحكام بخشي و آنچه نمي داني را بياموزي.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;2-رَأسَ العَقلِ‌ مُعاشِرةَ الناسَ بالجميل وبالعقل نُدرَكَ الداران جميعا و من حُرِمَ من العقل حرَمهَما جمعياَ.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;معاشرت نيكو با مردم نسبت به عقل به منزله سر مي‌باشد و با عقل دنيا و آخرت بدست مي‌آيد و هركه از عقل محروم گردد از دو جهان بي بهره است.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;3-ما تَشاوَرَ قومٌ الّا هُدوُا لي رُشدِهِم : هيچ گروهي مشورت نكرد جز آنكه به راه هدايت خود راهنمايي شدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;4-اِنّ اَحسَنْ الحسن الخلُقَ الْحَسَن : بهترين زيبايي اخلاق نيكو است.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;5-اَلْحِلْمُ كَظْمِ الْغَيظ وَ‌ مِلْكَ النَّفس : حلم و بردباري فرو بردن خشم و تسلط بر نفس است.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;6- مَنْ اِتَّكَلَ‌ عَلي حُسنِ‌ الاِ ختيارِ مِنْ الله لَمْ يَتَمَنَّ اَنَّه في غَيرِ الحالِ‌ التّي اَخْتارها اللهُ‌ لَه.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;هر كه بر نيكوئي اختيار خداوند توكل نمايد، هرگز آرزو نمي كند كه در حالي غير از آنچه خداوند براي او اختيار كرده قرار داشته باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;7- الْمُّروَةُ حِفْظُ الدّين و اِعزازُ النَّفس و لين الْكَنَف و تَعَهدُ الصنيعه و اَداءُ الحُقُوقَ &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;مروت و جوانمردي عبارت است از: حفظ دين،‌ گرامي داشتن خود،‌ مهربان بودن، انجام درست امور و اداء نمودن حقوق ديگران.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;8- لااَ‌دَبَ لِمَن لا عَقْلَ‌ لَه ولا مُروَّة لِمَنْ لاهِمَّةَ‌ لَةُ وَ لاحَياء لِمَنْ لادينَ لَه&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;هر كه عقل ندارد ادب ندارد،‌ هر كه همت ندارد جوانمردي ندارد وهر كه دين ندارد حيا ندارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;9- لا تُعاجِلِ الذَّنْبَ بِالعُقُوبَه واَجْعَلْ بَينَهُما لِلْاِعْتِذارِ طَريقاً&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;در عقوبت نمودن گناه كار عجله مكن و ميان عقوبت و عجله كردن به آن، راهي را براي معذرت خواهي قرارده.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;10- اِجْعلْ ما طَلِبتَ مِنَ الدُّنيا فَلَنْ تَظَفَر بِه بِمَنزِلَة ما لَمْ يَخْطُر بِبالِك.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;(گاهي آدمي فكر جالبي در مسائل اقتصادي به ذهنش مي‌آيد ولي پيگيري مي‌كند وبه آن دسترسي پيدا نمي‌كند، ممكن است نيروي حرص او را به نا خرسندي و ناراحتي وا دارد حضرت مي‌فرمايد : فرض كن چنين فكري به ذهنت خطور نكرده بود وقتي چنين فرض نمودي ديگر ناراحت نمي‌شوي).&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;آنچه از امور دنيا كه خواستار آن شدي و به آن دست نيافتي را همانند چيزي قرار ده كه به فكرت خطور نكرده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;11- صاحِبِ الناسَ مِثْلَ ما تُحِب اَن يُصاحِبَكَ بِه.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;با مردم آن گونه مصاحبت و همنشيني كن كه دوست داري با تو آن گونه رفتار كنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;12-تُجْهَلُ النِّعَمَ ما اَقامَتْ فَاذا وَلَّتْ عُرِفَت.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;نعمت هاي الهي تا هنگامي كه وجود دارند قدرشان مجهول است و شناخته نمي شوند ولي هرگاه كه روي گردانند آنگاه شناخته مي‌شوند و مردم قدرآن را مي‌شناسند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;13-اَلفرٌصَةُ سَريْعة الْفوتَ بِطيئَة الْعَود.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;فرصت زود از دست مي‌رود و كند باز مي‌گردد (پس بايد مراقب بود به آساني از&amp;nbsp;دست نرود.)&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;14-النِّعمَةُ مِحْنَةُ فَاِنْ شَكَرتَ كانَتْ نِعمَة فاِن كَفَرتَ صارَت نِقْمَة .&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=black&gt;نعمت هاي الهي وسيلة آزمايش هستند اگر آنها را شكرگذاري نعمتند ولي اگر كفران كردي تبديل به نقمت مي‌شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 14.2pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=black&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; والسلام عليكم و الرحمه الله&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Dec 2005 18:02:00 GMT</pubDate>
<comments>http://imamhasan.parsiblog.com/Comments/1</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=33628</wfw:commentRss>
 <dc:creator>نوکر ارباب</dc:creator>
<guid>http://imamhasan.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%ad%d8%b3%d9%86+(%d8%b9)+2/</guid>
</item>

</channel>
</rss>  


